X
تبلیغات
سورات شابد یوگا (Surat Shabd Yoga) - مقاله ی دوم: آشنایی با تاریخچه ی گروه راداسوامی سات سانگ

سورات شابد یوگا (Surat Shabd Yoga)

روش اتصال به نور و صُوت الهی

مقاله ی دوم: آشنایی با تاریخچه ی گروه راداسوامی سات سانگ

  

1 ـ راداسوآمی سَت سَنگ چست؟

در زبان سانسکریت (کهن ترین زبان شناخته شده ی بشری) عبارت ـ RadhaSoami SatSang ـ «رادهاسوآمی یا راداسوامی» به معنی «خداوند روح یا پروردگار روح» است. «رادها یا رادا» به معنای روح و «سوآمی» به معنی خداوند است. لغت «سَت سَنگ» از دو کلمه ی سانسکریت «سَت» به معنای حق یا حقیقت و «سَنگ» به معنی ارتباط یا اتحاد تشکیل شده است. در مجموع در بیان لغوی رادهاسوآمی سَت سَنگ به معنای اتحاد و ارتباط با پروردگار روح است.

از طرفی نیز «راداسوآمی سَت سَنگ» نام یک گروه، سازمان و جمعیت فلسفی ـ عرفانی معاصر هندی است که در اواسط قرن نوزده میلادی در شهر آگرای هندوستان توسط گروهی از یوگی - صوفی های غیر ودایی (یعنی کسانی که معتقد و پیرو کتب مقدس ودایی و آئین ودایی - هندی نیستند) و اکثراً در خانواده هایی با پیشینه ی مذهب «سیک» ـ Sikh ـ متولد شده و تحت تأثیر اندیشه و تعالیم معنوی «کبیر» ـ Kabir ـ و شاگرد وی «گورو ناناک» ـ Guru Nanak ـ بودند پا به عرصه ی ظهور گذاشت.

دکتر «دیوید سی لین» ـ David .C. Lane ـ  استاد و پژوهشگر آمریکایی مذاهب و آئین های جدید در کتاب جنجال برانگیز «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اِکنکار» می نویسد:" نام راداسوآمی به آن دسته از استادانی گفته می شود که نسل معنوی شان به «شیو دایال سینگ جی» ـ Shiv Dyal Singh Ji ـ بنیانگذار جریان و اهل شهر «آگرا» ـ Agra ـ در ایالت «اوتار پراداش» ـ Uttar Pradesh ـ هند می رسد. مریدانش او را «سوامی جی ماهاراج» ـ Swami Ji Maharaj ـ می خواندند. او از خانواده آئین گورو ناناک [که اغلب به نام مذهب شیخ یا سیک نیز نامیده می شود] بود که تحت تأثیر دستآوردهای عرفانی شعرایی چون کبیر، ناناک و بیش از همه تولسی هاتراس پرورش یافته بود."

" تشخیص [پیروان آیین و مذهب] «سیک»‌ کار دشواری نیست. در نام هر مرد سیک، کلمه ی سينگ ـ singh ـ به معنای «شیر» یا «شیر دل» و در نام هر زن سیک کلمه ی کایور ـ kaur ـ به معنای «ملکه» وجود دارد. زنان و مردان سیک دستبندی فلزی به دور مچ دست راست به عنوان نشان دینی دارند. مردان سیک را اغلب می‌توان با عمامه‌ای سفید یا سیاه بر سر، و ریش‌های بلند شناسایی کرد."

یک پیرو مذهب سیک (شیخ)

"شیو دایال سینگ در ۲۵ آگوست ۱۸۱۸ در شهر «آگرا» از ایالت «اوتار پرادش هند» متولد شد. او در سن پنج سالگی به مدرسه فرستاده شد جائیکه زبان و ادبیات هندو، اردو و فارسی و گورموخی را آموخت. همچنین دانش استفاده عربی و سانسکریت را فراگرفت.

 

 شیو دایال سینگ جی

 Shiv Dyal Singh Ji

 (1818- 1878)

 قرائت متون سیک شرطی اعتقادی در خانواده اش بود. پدرش، سردار دیلوالی سینگ سیتی یک ساهیج دری ختری سیک متعلق به سیستم فکری «گورو ناناک» بود. خانواده اش شامل پدر، مادر و نامادری، خواهر و همسرش رادها جی نارینی دیوی پیروان تولسی صاحیب جی از هاتراس هند بودند. «تولسی صاحیب جی» او را در سن ۶ سالگی متشرف کرد. در سنین پایین با ناراینی دیوی دختر عزت رائی از فرید آباد ازدواج کرد. شیو دایال جی مستقیم از مدرسه برای فعالیت به عنوان کارشناس فارسی برای اداره دولتی در باندا انتخاب شد. از آنجا که این کار برای او مناسب نبود، او این کار را رها کرد و شغل دیگری را به عنوان معلم زبان فارسی و تعلقداری از املاک بالابگار را برگزید. هر چند، اشتیاق معنوی اش آنقدر شدید بود که تعلقات دنیوی به مدت زیادی او را جذب نکرد و حتی با اینکه کاری سودآور بودند آن را ترک کرد. او به خانه برگشت و تمام زمانش را به ممارست معنوی اختصاص داد. [چنین گفته شده است که] بعد از مرگ تولسی صاحیب او روش باستانی «سورات شابد یوگا» را برای پانزده سال تقریباً در انزوای کامل در درون یک اتاق تمرین کرد. سپس او در واسانت پانچامی (فستیوالی بهاری) در ۱۸۶۱ میلادی شروع به برگزاری سات سانگ به طور عمومی کرد. این برنامه برای هفده سال ادامه یافت. او اولین گورو به جهت بکارگیری اسم «رادها سوامی» برای وجود اعظم در تعالیماتش بود. سوآمی جی در اصل برای وجود اعظم به نام های «سات نام» و «آنامی پورشا» نیز رجوع می کرد."

آموزه های گروه فلسفی ـ عرفانی رادهاسوآمی سَت سَنگ ماهیتی عرفانی معنوی داشته و بر اساس تعالیم و عقاید یوگی های باستانی هندی و آموزه های عارفان مسلمان ایرانی شکل گرفته است. در عقاید و باور رادهاسوآمی سَت سَنگ اشخاصی چون «کبیر» و شاگرد وی «گورو ناناک» و «شمس تبریزی»، «مولانا جلال الدین بلخی» و «حافظ شیرازی» به عنوان اساتید و قدیسان بزرگ شناخته می شوند.

دکتر «چندر شیكهر»، دانشیار فارسی دانشگاه دهلی در مقاله ای تحت عنوان « انعكاس تفكّرات مولانا روم، در وعظ و ارشادات عارفان رادهاسوامی» در خصوص ارتباط تعالیم رادهاسوآمی سَت سَنگ با عرفان ایرانی و بخصوص آموزش های شمس و مولانا می نویسد:" «سَنت» یعنی عارف [و قدیس]، «مَت» یعنی طریقت و راه. هدف تصوّف یا «سَنت مَت» (طریقت عارفان) راهنمایی مداوم برای نیكوكاری است. طبق عقاید «سَنْت مَتْ» مولانا از هفت ابدال است كه خداوند متعال برای آرامش بخشیدن مردم افسرده خاطر فرستاده بود. واژة «ابدال» نزدیك به واژة «اوتاد» است كه در فلسفه هندوییسم است به معنای آن است كه هر زمان انحطاط و افسردگی خاطر در جامعه به ظهور می‌رسد ابدالی بر روی زمین فرا می‌رسد و مولانا در نزد مرشدان رادهاسوآمی همان جایگاه را دارد. در بزرگ ترین و قدیم ‌ترین مركز رادهاسوآمی كه در شهر آگره واقع است بر روی دیواره‌های آن اشعار مولانا كنده و مثنوی معنوی در جایگاه مركزی تالار بزرگ آن از زمان تأسیس به عنوان كتاب متبركه جا داده شده است. علاوه بر كتابهای دیگر، مثنوی مولانا به زبان هندی برای سالكین غیر فارسی‌ دان برگردانده شده. ترجمه مذكور چندین بار تجدید چاپ شده است. برای آنكه مردم بخرند قیمت آن فقط چهار روپیه ثبت است. اشعار را اول به زبان فارسی و به خطّ ناگری و سپس ترجمه آن را نوشته‌ اند. در آغاز كتاب یك دیباچه مفصّل درباره زندگی آثار و كمالات و ارشادات مولانا را تقریر كرده‌اند. این دیباچه دارای پنجاه و یک صفحه است و از آن معلوم است كه چه قدر علاقه و بستگی به مولانا دارند. ترجمه اشعار مولانا كه به زبان هندی برگردانده شده منظوم است."

2 ـ سلسله اساتید راداسوآمی سَت سَنگ

شیو دایال سینگ که با لقب احترام آمیز «سوآمی جی» نیز شناخته شده است. اولین استاد در طریقت استادان راداسوامی سَت سَنگ شناخته می شود. وی در سال 1818 میلادی در شهر آگرا به دنیا آمد و در سال 1878 میلادی از دنیا رفت. او رهرو «سَنت مَت» بود. «سَنت یا سانت» به معنی قِدّیس یا عارف و «مَت یا مات» به معنای راه و طریقت است.

"شیو دایال سینگ رابطه ی نزدیکی با «تولسی صاحب هاتراس» ـ Tulsi Sahib Hathras ـ داشت. و خانواده اش از پیروان تولسی صاحیب بودند. تولسی صاحیب جی او را در سنین کودکی به روش باستانی مراقبه بر روی نور و صُوت خداوند یا همان شابد یوگا متشرف کرد."

تولسی صاحیب

Tulsi Sahib Hathras

نسل معنوی و خرقه ی استادی آموزگاران رادهاسوامی سَت سَنگ از طریق تولسی صاحب به جانشینان گورو ناناک و در نهایت به خود گورو ناناک و استاد وی یعنی کبیر می رسد.

 گورو ناناک و جانشینان بعدی وی

«پارام هانسا یوگاناندا گیری» ـ Paramhansa Yogananda ـ  بنیانگذار انجمن خودشناسی ـ Self Realization Fellowship ـ و استاد کریا یوگا ـ Kriya Yoga ـ در کتاب «زندگی نامه ی یک یوگی» ـ Autobiography of a Yogi ـ چنین می نویسد:"در میان شاگردان لاهیری ماهاسایا ـ Lahiri Mahasaya ـ چنین گفته می شود که چندین قرن پیش نیز کبیر توسط «ماهاآواتار باباجی» ـ MahaAvatar Babaji ـ قدیس همیشه زنده به آئین رهابخش کریا یوگا مُشرف شده بود و فنون مراقبه بر روی جریان صُوت کیهانی را همانگونه که امروز لاهیری ماهاسایا از طریق باباجی آموخته است را فراگرفته بود."

ماهاآواتار باباجی؛ یوگی همیشه زنده

از شاگردان اولیه و مهمی که به طور مستقیم با شیو دایال سنگ در ارتباط بودند و فنون و تمرینات معنوی باستانی شابد یوگا یا همان یوگای اتصال به صُوت الهی را آموختند می توان به «رای سالیگرام سینگ» ـRai Saligram Singh  ـ ، «پرتاپ سینگ» ـ  Partap Singhـ ، «قریب داس سینگ» ـ Garib Das Singh ـ و «جایمال سینگ» ـ Jaimal Singh ـ اشاره نمود.

"بعد از مرگ شیو دایال سنگ چندین از شاگردانش به عنوان استاد خدمت کردند و موجب ازدیاد تعداد سَت سَنگ ها شدند. حداقل امروزه بیش از ده ها مرکز [معنوی] در هند [و خارج از هند] وجود دارد که خاندان [و فرقه ی] آنها مستقیماً با شیو دایال سینگ [و آموزش های وی] مرتبط است. در بین این فرقه های متعدد فرقه ی «رادهاسوآمی سَت سَنگ بیس» و فرقه ی «روحانی سَت سَنگ» از نفوذ و شهرت بیشتری برخوردار می باشد."

بعدها هر یک از این افراد گروه ها و مراکز جداگانه ای را تشکیل دادند و تعالیم مربوط به «سورات شابد یوگا» را به دیگران و نسل بعدی منتقل کردند. از شاگردان نسل های بعدی می توان به یکی از شاگردان «جایمال سینگ» یعنی «ساوان سینگ جی» ـ  Sawan Singh Jiـ و دو تن از شاگردان برجسته ی وی یعنی «دکتر جولیان پی جانسون» ـ Julian.P.Johnson ـ از اهالی آمریکا و نویسنده کتاب «مسیر استادان» ـ The Path Of The Masters ـ و «کیرپال سینگ» ـ Kirpal Singh ـ مؤسس گروه «روحانی سَت سَنگ» ـ Ruhani SatSang ـ اشاره کرد.

جولیان پی جانسون

(1873-1939)

کیرپال سینگ جی

(1974- 1894)

تلاش های دکتر جولیان پی جانسون و کیرپال سینگ باعث آشنایی اروپایی ها و آمریکایی های زیادی با فنون و تمرینات باستانی «شابد یوگا» و تعالیم مربوط به «دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند» شد. 

 3 ـ  چکیده ی اعتقادات راداسوآمی سَت َنگ

هسته ی مرکزی اعتقادات و آموزش های راداسوآمی سَت سَنگ برمبنای آشنا کردن انسان با حقیقت وجودی خود به عنوان روح و تشریح ماهیت شابد یا روح القدس است که در قالب دو تجلی اصلی و به نور و صُوت خداوند است.

در این تعالیم انسان واقعی نه جسم است و نه ذهن؛ بلکه باور این است که حقیقت وجودی ما به عنوان انسان «آتما» یا روح است. روح برای آموختن درس خودشناسی و خداشناسی به جهانهای پایین ذهن و جسم فرستاده می شود. اما این هبوط و نزول موجب غفلت و فراموشی حقیقت می شود. روح هنگام اقامت در جهانهای مادّه و ذهن خود را با جسم زمینی و ذهن لطیف یکی می پندارد. و این توهم سرچشمه ی درد و رنج انسان می شود. رهایی و آزادی مجدد روح و شناخت مجدد حقیقت تنها از طریق باز کردن چشم و گوش روح و دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند امکان پذیر است.

رادهاسوآمی سَت سَنگ معتقد است سریع ترین و طبیعی ترین راه کشف حقیقت انجام تمرینات شابد یوگا در جهت بیدار سازی چشم و گوش روحانی و اتصال یافتن روح فردی به جریان روح کیهانی و دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند است. زیرا تنها طریق از اتصال به نور و صُوت خداوند یا همان روح القدس است که امکان رهایی روح از چرخه ی کارما و تناسخ و بازگشت مجدد روح به عالم روحانی و کسب خودشناسی و خداشناسی امکان پذیر است. همچنین بر این باور اند که این شابد یا همان نور و صُوت خداوند است که سرچشمه ی سلامتی، آرامش، سرور، شعف، خرد و عشق واقعی و پایدار است.

استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و نویسنده بلامانع می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 20:39  توسط محسن  |